تبليغاتX
تیستو

اما من انسانم ...

گذر گاهی صعب است زنده گی

تنگابی در تلاطم و در جوش .

ایمان یکی چشم بند است . دیواری در برابر بینش .

به خیره مگو که ایمان کوه را به جنبش در می آورد .

من کوه بی جان نیستم  انسانم من !

سنگ مقدس در این جهان بسیار است

صیقل خورده به بوسه های لبان خشکیده از عطش .

ایمان به جسم بی جان روح می بخشد لیکن

من جسم بی جان نیستم انسانی زنده ام من .

من نابینایی آدمیان را دیده ام

و توفیدن گردباد را بر عرصه ی پیکار

من آسمان را دیده ام

و آدمیان را سرگردان به مهی دودگونه فروپوشیده

مرا به ایمان ایمان نیست .

اگر اندوهگینت می کند بگو اندوهگینم .

حقیقت را بگو نه لابه کن نه ستایش

تنها به تو ایمان دارم ای وفاداری به قرن و به انسان !

توان تحملت ار هست شکوه مکن .

به پرسش اگر پاسخ می گویی پاسخی درخور بگوی .

در برابر رگبار گلوله اگر می ایستی مردانه بایست

که پیام ایمان و وفا به جز این نیست !

 ایلیا ارنبورگ برگردان احمد شاملو

 

نوشته شده توسط زری در |  لینک ثابت   • 

تلنگر

لبخند تورا دیر زمانیست ندیدم 

یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب ...

نوشته شده توسط زری در |  لینک ثابت   • 

این روزها 000

زبانم لال مرده ام انگار

دور از جان شما چندی ست فراموشی شدید دامنگیرم شده

حتی تصویر توی آینه را گاهی به جا نمی آورم

ذهنم تلوتلو میخورد

مخم تاب برداشته

گلاب به رویتان هرچه خاطره داشتم بالا آورده ام

اما این روزها حس میکنم  آسمان زیباترازهمیشه است

میگویند سر به هوا شده ای

نمی دانم  ۰۰۰

نوشته شده توسط زری در |  لینک ثابت   • 

بنگر چگونه دست تکان میدهم   گویی مرا برای وداع آفریده اند ...

نصرت

نوشته شده توسط زری در |  لینک ثابت   • 

از ماست که برماست

عوض شده ام

عوضی هم

و این (یاء) نسبت را هر کجا که میروم یدک میکشم

همرنگ جماعت بودن ُ همین نیست آیا ؟؟؟...

نوشته شده توسط زری در |  لینک ثابت   •